حمله قلبی (MI) اتفاقی است که زندگی فرد را دستخوش تغییرات جدی و نگرانیهای قابل درکی را برای افراد ایجاد میکند. پس از وقوع این اتفاق، فرد نمیتواند صرفاً آن را نادیده گرفته و به زندگی عادی برگردد.
مدیریت زندگی پس از حمله قلبی بر سه محور اصلی متمرکز است:
- مداخلات دارویی
- مداخلات تهاجمی
- تغییرات سبک زندگی
مداخلات پزشکی و دارویی
هدف اصلی مداخلات، به حداقل رساندن شانس وقوع یک حمله قلبی دیگر است. باید در نظر داشت که در طول سه سال، ۱۵ درصد از افراد دچار یک رویداد قلبی دیگر خواهند شد.
تقریباً همه افرادی که دچار حمله قلبی شدهاند، نیاز به مصرف نوعی دارو خواهند داشت. این داروها معمولاً برای کمک به پیشگیری از حملات قلبی آتی یا حداقل کاهش خطر استفاده میشوند.
اغلب داروهای ضروری بعد از حمله قلبی شامل ترکیبی از آسپرین (برای رقیق کردن خون) به علاوه یک داروی دیگر مانند تیکاگرلور یا کلوپیدوگرل (در برخی کشورها) هستند. آسپرین معمولاً برای همیشه مصرف میشود و هدف از این داروها کاهش چسبندگی پلاکتها است.
2. مداخلات تهاجمی
- آنژیوپلاستی: اگر یک یا دو شریان مسدود شده وجود داشته باشد، میتوان با استفاده از بالون، انسداد را باز کرده و سپس یک استنت سیمی کوچک در آن ناحیه قرار داد.
- جراحی بایپس: اگر انسدادهای متعدد زیادی وجود داشته باشد و نتوان تنها به داروها یا آنژیوپلاستی اکتفا کرد، ممکن است برخی افراد نیاز به جراحی بایپس داشته باشند.
توجه: حدود ۲۰ درصد از افراد پس از حمله قلبی به هیچ مداخله تهاجمی (جراحی یا آنژیوپلاستی) نیاز ندارند و تنها با داروها درمان میشوند.
3. تغییرات سبک زندگی و توانبخشی قلبی
انجمن بینالمللی قلب مهمترین تغییرات توصیه شده در سبک زندگی را موارد زیر اعلام کرده است:
- ورزش منظم
- حفظ وزن سالم
- داشتن تغذیه خوب و رژیم غذایی سالم
- ترک سیگار
- ترک الکل
در مورد ورزش، توصیه میشود افراد تا ۱۰۰ درصد حداکثر ضربان قلب پیشبینیشده بر اساس سن خود فشار نیاورند؛ بلکه هدفگذاری برای رسیدن به ۷۰ تا ۷۵ درصد ضربان قلب در طول یک دوره زمانی مشخص است.
مهم است که بیمار احساس گناه نکند؛ زیرا نباید سبک زندگی گذشته را عامل حمله قلبی دانست، زیرا عوامل زیادی از جمله ژنتیک در این رویدادها دخیل هستند.
با این حال، داشتن سبک زندگی مناسب برای به حداقل رساندن شانس رویدادهای بعدی ضروری است.
ابعاد روانی و پیگیری
تأثیر روانی حمله قلبی بسیار واقعی است و قابل درک است که فرد عصبی یا افسرده باشد. تا ۵۰ درصد از افراد پس از چنین واقعهای دچار احساس افسردگی میشوند. این امر به این دلیل است که فرد با مرگ روبرو شده و فناپذیری خود را احساس میکند. بسیار مهم است که این افراد درباره احساسات خود با خانواده یا پزشک خانواده صحبت کنند و کمکهای لازم را دریافت نمایند.
در مورد پیگیریها، بیمار معمولاً در هفته چهارم و سپس حدود شش ماه بعد متخصص قلب خود را ملاقات میکند. . بسته به مرکز درمانی، برخی بیماران برای همیشه تحت نظر متخصص قلب باقی میمانند، در حالی که در مناطق دیگر، پس از یک سال، پیگیری اصلی به پزشک خانواده منتقل میشود. در طول این ویزیتها، مدیریت فشار خون، کلسترول و دیابت (در صورت وجود) ارزیابی شده و بر تغییرات سبک زندگی تأکید میشود.
تشخیص و غربالگری
اغلب حملات قلبی به صورت ناگهانی رخ میدهند و فرد هیچ علائمی نداشته است تا اینکه واقعه به طور کامل اتفاق میافتد. دلیل آن اغلب ترکیدن و پارگی یک پلاک کوچک است (مثلاً در اثر فعالیت سنگین مانند پارو کردن برف) که بدن آن را به مثابه یک زخم تلقی کرده و در آنجا لخته تشکیل میدهد، که منجر به حمله قلبی میشود.
غربالگری برای بیماری قلبی شامل چندین آزمایش است:
- تست ورزش تردمیل همراه با ECG (که حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد اوقات وضعیت را مشخص میکند)
- تصویربرداری اولتراسوند از قلب در حین اوج ورزش
- تصویربرداری هستهای
- آنژیوگرافی مجازی (سیتی اسکن قلب) برای ارزیابی شریانهای کرونری و تعیین انسدادهای قابل توجه
افراد زیر باید غربالگری را در نظر بگیرند:
- کسانی که علائم دارند
- کسانی که قصد دارند ورزش رقابتی یا ماراتن را شروع کنند و قبلاً این کار را نکردهاند
- کسانی که سابقه خانوادگی نگرانکنندهای از بیماری قلبی زودرس دارند (مردان کمتر از ۵۵ سال یا زنان کمتر از ۶۵ سال)
در نهایت، زندگی پس از حمله قلبی ادامه پیدا میکند و با مداخلات مناسب و تغییرات سبک زندگی، این وضعیت میتواند در نهایت به نفع فرد تغییر کند. همانطور که برخی متخصصان قلب اشاره میکنند، یک سال پس از این واقعه، بیماران اغلب میگویند که این رویداد احتمالاً «بهترین اتفاقی بود که میتوانست بیفتد»، زیرا بسیاری از جنبههای زندگی آنها برای بهبود تغییر کرده است.
برای مطالعه بیشتر درباره آخرین آپدیتهای پزشکی به سایت اطلاعات سلامتی دارو دات کام، مراجعه کنید.
